اقدام آمریکا در ممانعت از ورود حمیدابوطالبی،نماینده ایران به سازمان ملل متحد از منظر حقوق بین الملل

مهوش منفرد (پژوهشگر دکتری حقوق بین الملل دانشگاه تهران)

علیرضا محمدی مطلق ( دانش آموخته حقوق بین الملل)

همانطور که همگی شاهد هستیم با پایان یافتن دوره نمایندگی محمد خزاعی سفیر ایران در سازمان ملل متحد، حمید ابوطالبی به عنوان سفیر جدید کشورمان در این سازمان معرفی شده است. اخبار مربوط به انتخاب حمید ابوطالبی به عنوان نماینده دائم ایران با این محور که او در جریان اشغال لانه جاسوسی (سفارت آمریکا) در سال 1358 دخالت داشته خیلی سریع در صدر اخبار رسانه های غربی قرار گرفت.

اگرچه آقای ابوطالبی قبلاً در چند کشور اروپایی نظیر ایتالیا، استرالیا، بلژیک و اتحادیه اروپا سفیر بوده است، اما مسأله حضور احتمالی او در آمریکا سر و صدا و جنجال برپا کرده است. در همین خصوص متعاقب اعتراضات سناتورهای ایالات متحده آمریکا  نظیر چارلز شومر، جان مک­کین، تد­کروز و رابرت منندز و درخواست آنها مبنی بر عدم صدور ویزا برای حمید ابوطالبی، سنای آمریکا به اتفاق آرا لایحه ممانعت از ورود سفیر ایران در سازمان ملل را به صورت شفاهی و به دلیل دست داشتن در تسخیر لانه جاسوسی  به تصویب رساند. اگرچه این طرح هنوز به امضای ریاست جمهوری ایالات متحده نرسیده است اما این اقدام براساس قواعد حقوق بین­الملل قابل تأمل به نظر می­رسد.

برای تحلیل حقوقی کوتاه در قضیه حاضر باید متذکر شد، اصولاً وضعیت یک سازمان بین­المللی و نمایندگان کشورها در آن و ارتباط آنها با دولت‏ میزبان برخلاف تجربیات نخستین جامعه بشری‏ امروزه در وهله نخست مبتنی بر قواعد قراردادی‏ (Conventional) است. قواعد قراردادی از منشور گرفته تا معاهدات 1961 و 1963 وین در خصوص روابط دیپلماتیک و کنسولی و 1975 وین در خصوص مصونیت هیات­های نمایندگی دولت ها نزد سازمانهای بین­المللی و...خصوصاً کنوانسیون 1946 و قرارداد مقّر را می‏تواند دربرگیرد.

 ابتدا باید مقررات خود منشور را مورد توجه‏ قرارداد، ماده 105 منشور به عنوان مثال پس از بیان اینکه سازمان در سرزمین اعضای خود از امتیازات و مصونیت‏های لازم برای اجرای‏ اهدافش برخوردار خواهد بود اعلام می‏دارد که‏ نمایندگان کشورهای عضو نیز به نحو مشابهی از امتیازات و مصونیت‏های مذکور برای انجام‏ مستقلانه کارکردهای مرتبط با سازمان ملل‏ بهره‏مند خواهد بود.

 پس از منشور، ملاحظه­ی کنواسیون 1975 وین در خصوص مصونیت هیأت­های نمایندگی دولت­ها نزد سازمانهای بین­المللی ضروری است. اشاره به بخش سوم این کنوانسیون تحت عنوان «هیأت­های نمایندگی اعزامی به ارگان­ها و کنفرانس­ها » و مشخصاً مواد 42 و 43  این کنوانسیون انکار ناپذیر است. ماده 42 مقرر داشته است: «هر دولت می­تواند طبق مقررات سازمان یک هیأت نمایندگی را به یک ارگان یا کنفرانس اعزام دارد» ماده 43 نیز به صراحت مقرر می­دارد که «دولت فرستنده می­تواند با رعایت موارد مندرج در مواد 46 و 47 آزادانه هیأت نمایندگی خود را تعیین نماید» اشاره به این مواد در خصوص آزادی هر دولت در تعیین و اعزام هیأت نمایندگی به عنوان مقدمه­ای است برای ورد به بحث.

  در نهایت‏ و مهم­تر از همه، بررسی مفاد قرارداد خاصی که حسب رویه عرفی‏ میان سازمان و کشور میزبان منعقد می‏شود ضروری است. قرارداد مزبور که معروف به قرارداد مقّر (Headquarters Agreement) بوده و در 26 ژوئن 1947 بین دولت آمریکا و سازمان ملل‏ متحد منعقد گردیده و مشتمل بر حقوق بين‏الملل خاص در زمينه حقوق و تعهدات سازمان ملل متحد و هيأت‏هاي نمايندگي دولت‌هاي عضو ملل متحد در مقر اين سازمان از يك سو و حقوق و تعهدات دولت امريكا به عنوان ميزبان مي‌باشد، حاوی تفصیل قواعد مربوط به امتیازات و مصونیت­های سازمان و نمایندگان‏ کشورهای عضو است.

در این قسمت بحث شاید اشاره­ای مختصر به فرآیند شکل­گیری این قرارداد میان ایالات متحده و سازمان ملل متحد بی­مناسبت نباشد. در این خصوص باید خاطرنشان ساخت زمانی که اسناد مؤسس سازمانی بین­المللی حاوی هیچ مقرره­ای برای تعیین مقّر آن نباشد، معمولاً این رکن فراگیر سازمان بین­المللی (مانند مجامع بین­المللی) است که در مورد مقر سازمان تصمیم می­گیرد. بارزترین مثال در این مورد سازمان ملل متحد است. منشور ملل متحد هیچ گونه قاعده­ای در خصوص مقّر سازمان ملل متحد ندارد. به همین دلیل مجمع عمومی این سازمان در اولین اجلاس خود در لندن با تصویب قطعنامه (I) 99 مورخ 14 دسامبر 1946 تصمیم گرفت که مقّر سازمان ملل متحد را در شهر نیویورک در کشور ایالات متحده آمریکا باشد. مجمع عمومی از دبیر­کل خواست که مذاکراتی را با دولت آمریکا برای ایجاد مقّر سازمان و انعقاد موافقت نامه­ای در این خصوص آغاز کند. حاصل این مذاکرات تهیه زمین و احداث بناهایی در آن شد. این عرصه و بناهای موجود در آن متعلق به سازمان ملل متحد بوده، یک قلمرو بین المللی محسوب می­شوند. بنابراین هیچ یک از مأموران آمریکایی اعم از اداری، قضایی یا پلیسی حق ندارند بدون اجازه دبیرکل و بدون رعایت شروطی که ایشان تعیین می­کند وارد این قلمرو شوند.

پس از انجام این مقدمات معاهده ی مقّر فیمابین سازمان ملل متحد ( به نمایندگی دبیرکل وقت سازمان آقای تریگولی) و دولت آمریکا (به نمایندگی وزیر خارجه وقت آن کشور جرج سی مارشال) منعقد گردید. این معاهده در دومین اجلاس مجمع عمومی توسط قطعنامه 169 به تصویب آن رکن رسید. لذا همانگونه که ملاحظه می­شود مقر سازمانهای بین­المللی در هر صورت در قالب یک موافقت نامه­ای که میان آن سازمان ودولتهای میزبان منعقد می­شود به طور دقیق، مشخص تعیین می­گردد.

معاهدات مقّر دربرگیرنده حقوق و تعهدات دولت میزبان و سازمان بین­المللی در ارتباط با اماکن سازمان و گاهی در خصوص اموال، آرشیو و پرسنل آن می­باشد. معاهده مقّر سازمان ملل متحد نیز پس از تعریف برخی از اصطلاحات (قلمرو اداری سازمان ملل متحد، کنوانسیون مزایا و مصونیت­ها و ...) و اعلام اینکه قلمرو تعیین شده ملک سازمان ملل متحد است و تحت نظارت و حاکمیت سازمان قرار دارد و هیچ گونه تعرضی هم به آن ممکن نیست، تعهدات آمریکا در قبال سازمان، پرسنل و نمایندگان دولت ها را برمی­شمارد. اشاره به بخش­هایی از موافقت نامه مقر در تحلیل حاضر مورد نیاز است:

ماده 11 این موافقت­نامه مقرر می­دارد: «مقامات فدارالی، ایالتی و محلی ایالات متحده آمریکا نمی­بایست هیچ گونه موانعی برای رفت و آمد اشخاص زیر به عمل آورد:

1) نمایندگان اعضا یا مسئولین سازمان ملل یا مؤسسات تخصصی تعریف شده در ماده 57 بند 2 منشور یا خانواده‏های نمایندگان و مسئولین؛

2) کارشناسانی که مأموریتی را برای سازمان‏ ملل یا مؤسسات تخصصی انجام می‏دهند؛

3) نمایندگان مطبوعات، رادیو، فیلم و سایر آژانسهای اطلاع‏رسانی که از سازمان ملل یا مؤسسات تخصصی (با صلاحدید خود سازمان‏ ملل یا مؤسسه تخصصی پس از مشورت با ایالات متحده) گواهی دریافت نموده‏اند؛

4) نمایندگان سازمانهای غیردولتی که توسط سازمان ملل به منظور مشاوره بر اساس ماده 71 منشور به رسمیت شناخته شده‏اند؛

5) سایر اشخاص دعوت شده به مقر توسط سازمان ملل یا مؤسسات تخصصی مقامات‏ آمریکایی می‏بایست هرگونه حمایت لازم را برای‏ اشخاص فوق الذکر به عمل آورند.

لازم به ذکر است این مصونیت ها شامل مسائل مرتبط با روادید نسبت به تمام گروههای مذکور در فوق را نیز شامل می شود.

ماده 13 این موافقت­نامه نیز تصریح می­کند که « صدور رواديد براي حضور هيأت‏هاي نمايندگي دولت‌هاي عضو، ديپلمات‏هاي آنها افراد وابسته، الزامي است و در اين خصوص حداكثر سرعت بايد لحاظ شود».

نکته دیگری که در اینجا شایان ذکر است اینکه، قانون عمومی که توسط آن قرارداد مقّر وارد سیستم حقوقی آمریکا شده (شماره 357-80) نیز هیچ قید و شرطی بر تعهدات آمریکا در قرارداد مقر وارد ننموده است.

به علاوه اهميت ايفاي مأموريت‏هاي دولت‌هاي عضو در اركان مختلف سازمان ملل متحد و رفع هرگونه مانع در خصوص استقرار هيأت‏هاي نمايندگي دولت‌هاي عضو ملل متحد در مقّر آن سازمان و بلكه ايجاد تسهيلات حداكثري در اين خصوص، به گونه‌اي است كه ماده 14 اين موافقتنامه نیز لزوم توافق براي ايجاد تمهيدات بيشتر را مقرر نموده است.

در همین خصوص باید یادآور شد این قدام و جنجال آمریکا در خصوص سفیر ایران، حمید ابوطالبی اولین تجربه ایالات متحده در ترجیح منافع خود و تأثیر بر سازمان ملل بر خلاف ادعای رعایت حقوق و تعهداتش نیست. شایسته است اشاره­ای به برخی از اقدامات این کشور در این خصوص داشته باشیم:

1) در 13 اکتبر سان تیس تیبان‏ (Santiesteban) دیپلمات کوبایی با پاسپورت‏ دیپلماتیک و ویزای آمریکا جهت انجام‏ وظیفه در هیأت نمایندگی کوبا نزد سازمان ملل وارد خاک‏ آمریکا شد. سازمان نام وی را در 15 اکتبر به‏ وزارتخارجه آمریکا اعلام نمود. هنوز یک ماه از حضور وی در آمریکا نگذشته بود که دولت آمریکا به بهانهء جاسوسی، وی را توقیف نمود.

2) بدنبال سقوط هواپیمای خصوصی کره، آندره گرومیکو وزیر خارجه وقت اتحاد شوروی که‏ قصد شرکت در جلسه مجمع عمومی با یک‏ هواپیمای خصوصی را داشت با امتناع آمریکا در اعطای مجوز ورود روبه‏رو شد.

3) یاسر عرفات رئیس سازمان آزادیبخش‏ فلسطین که از 1974 بنا به دعوت مجمع عمومی‏ به عنوان ناظر دائمی برای شرکت در جلسات‏ مجمع شناخته شده بود در سال 1988 قصد شرکت در اجلاس سالانه چهل و سومین مجمع‏ عمومی را داشت که با عدم پذیرش حکومت‏ آمریکا روبه‏رو شد و به همین دلیل نتوانست در اجلاس حضور یابد.

رفتار دولت آمریکا  با هیأت­های نمایندگی ایران نیز منحصر در آقای حمید ابوطالبی نیست، همگی ما برخورد آمریکا با مرحوم‏ حجت الاسلام شاهرودی که جهت شرکت در اجلاس نهادهای مالی بین­المللی وابسته به‏ سازمان ملل به این کشور عازم شده بود را نیز از یاد نبرده­ایم.

  بیانیه 27 نوامبر 1988 وزارتخانه آمریکا در این خصوص بیانگر مبنای استدلالی این کشور در خودداری از دادن ویزا و نقض تعهدات قرارداد مقر است. در این بیانیه آمده است: «کنگره ایالات‏ متحده ورود به آمریکا برابر قرارداد مقر را مشروط به حفظ اختیار حکومت برای جلوگیری از ورود بیگانگانی ساخته است که اگرچه توسط سازمان‏ ملل دعوت شده‏اند لیکن برای حفظ امنیت این‏ کشور جلوگیری از ورود آنها لازم است». نیز در 28 نوامبر نماینده آمریکا در کمیته روابط با کشور میزبان، مستند اقدام کشور متبوع خویش را دو مطلب دانست: اوّل استثنای قراردادی: به این‏ مضمون که ایالات متحده قرارداد مقر را به صورت‏ مشروط پذیرفته است و دوّم استثنای عرفی به این‏ معنا که هرکشور میزبان حق حمایت از امنیت ملی‏ خود را داراست.

 علی رغم این موضوع، با توجه به اینکه در صورت بروز اختلاف فیمابین سازمان ملل و دولت آمریکا در مورد اجرا و یا تفسیر معاهده ی مقّر ابتدا اختلاف باید از طریق مذاکره و یا هر شیوه مورد توافق طرفین حل شود. در صورت عدم حصول نتیجه، اختلاف باید به یک محکمه داوری متشکل از سه داور ارجاع شود. در صورت عدم تراضی طرفین برای تعیین داور سوم، وی توسط رئیس دیوان بین­المللی دادگستری تعیین خواهد شد. به تقاضای دبیر کل سازمان ملل متحد و یا دولت ایالات متحده، مجمع عمومی می­تواند از دیوان بین­المللی دادگستری تقاضای نظر مشورتی نماید. در همین خصوص و متعاقب یک جانبه گرایی­های آمریکا در این رابطه و ممانعت از ورد نمایندگان برخی دول در سازمان ملل و حتی ریاست جمهوری برخی کشورها در اجلاس مجمع عمومی،  ديوان بين‏المللي دادگستري در رأي مشورتي راجع به سازمان آزاديبخش فلسطين (26 آوريل 1988)، دولت امريكا را فاقد حق ممانعت خودسرانه از حضور نمايندگان رسمي دولت‌هاي عضو يا ناظر ملل متحد به نيويورك و در راستاي ايفاي مأموريت‏هاي مربوط دانسته و اين كشور ملزم به حضور در داوري براي حل و فصل اختلافاتي شد كه در اين زمينه با سازمان ملل پديد آمد.

بهره کلام

با توجه به:

1)      مستندات ذکر شده در فوق و بر اساس حقوق بين‏الملل قراردادی و عرفي و رويه مبتني بر عملكرد دولت‌هاي عضو ملل متحد، و اینکه انتخاب نماينده دائم كشور در سازمان ملل متحد و ساير اعضاي آن، حق حاكميتي دولت مربوط بوده و در اين زمينه هيچ گونه حق مداخله‌اي براي دولت ميزبان وجود ندارد.

2)      قانون عمومی که توسط آن قرارداد مقر وارد سیستم حقوقی آمریکا شده  نیز بر خلاف ادعای آمریکا مبنی بر پذیرش مقید این موافقت نامه هیچ قید و شرطی بر تعهدات آمریکا در قرارداد مقّر وارد ننموده است.

به نظر می­رسد این اینگونه اقدامات آمریکا به وضوح خلاف قواعد حقوق بین­الملل و به ویژه قرارداد مقّر  1947 میان ایالات متحده و سازمان ملل متحد باشد. برخی از حقوقدانان بین­المللی کشور در قبال این مسأله بیشتر به قابلیت انتقال مقّر سازمان از نیویورک تمرکز نموده­اند شاید این امر هم یک طرف قضیه حاضر باشد اما به نظر می­رسد برخورد انفعالی سازمان ملل متحد در این زمینه پررنگ­تر است. سازمان ملل در قضیه حاضر (منع صدور ویزا برای حمید ابوطالبی) انفعال خود را اینطور به تصویر می­کشد که این موضوع، مسأله­ای است میان ایران و آمریکا، این اظهار­نظر سازمان ملل کاملا مخالف شخصیت حقوقی مستقل این سازمان به نظر می­رسد چرا که قضیه حاضر بیش از آنکه مسأله میان ایران و آمریکا باشد مسأله است میان سازمان ملل و ایران که قطعاً انفعال سازمان در این زمینه باعث اثرگذاری منفی بر فعالیت چندجانبه این سازمان می­شود.

در پایان به نظر می­رسد این حق برای جمهوری اسلامی ایران محفوظ باشد که بتواند براساس ماده 21 موافقت مقّر از کانال دبیرکل سازمان ملل متحد اقدام به درخواست صدور نظر مشورتی دیوان بین­المللی دادگستری و یا مسأله را براساس بند (الف) ماده فوق­الذکر به داوری ارجاع نماید.

برخی منابع مورد استفاده:

1.  Agreement Between the United Nations and the United States Regarding the Headquarters of the United Nations, Signed June 26, 1947, and Approved by the General Assembly October 31, 1947. Available at: http://avalon.law.yale.edu/20th_century/decad036.asp.

2. Vienna Convention on the Representation of States in their

Relations with International Organizations of a Universal Character (1975), available at: http://legal.un.org/ilc/texts/instruments/english/conventions/5_1_1975.pdf.

3. منشور ملل متحد مصوب 1945.

4. محمد­حسین، ضیایی­فر، «سازمان مللل متحد و ضرورت بازنگری آن»، مجله اطلاعات سیاسی- اقتصادی، شماره 98-97، مهر و آبان 1374.

5. ساعد، نادر، «اقدام آمریکا نقض موافقت­نامه مقّر است»، قابل دسترسی در آدرس ذیل:

http://javanonline.ir/fa/news/639978.