ابعاد حقوقی حضور قوای نظامی ایالات متحده در دریای خزر در پرتو حقوق بین الملل
مقدمه
دریای خزر به عنوان بزرگترین دریاچه ی جهان از دیرباز مورد توجه کشورهای ساحلی آن بوده است و در طول تاریخ مناقشات و کشمکش هایی در این دریا رخ داده است در شرایط کنونی این دریا اهمیتی دوچندان یافته است از طرفی با اکتشاف منابع نفت و گاز در این دریا و دیگری اینکه سهم خواهی و بعضا زیاده خواهی کشورهای ساحلی منجر به اختلافاتی شده است . در این میان باتوجه به نیاز برخی از کشورهای صنعتی جهان مثل آلمان به منابع نفتی ارزان و سهل الوصول و از طرفی عضویت برخی از کشورهای ساحلی در اتحادیه اروپا و پیمان ناتو منجر به زیاده خواهی اروپا از منابع این دریا شده است و دراین میان با توجه به تهدید احتمالی منافع این اتحادیه ایالات متحده آمریکا می کوشد تا برای رفع هرگونه خطر احتمالی در این دریا که منافع متحدین آن در اروپا به طور مستقیم و منافع اقتصادی آن به طور غیرر مستقیم را تامین می کند،حضور نظامی داشته باشد،که البته این کشور تنها پ امنیت منافع اقتصادی خود و متحدانش را دنبال نمی کند بلکه به دنبال اهداف نهان دیگری است که ما به آن اشاره خواهیم کرد.
1.دریای خزر
در این قسمت به بررسی جغرافیای این دریا چه ،تاریخچه آن و به تحولات نظام های حقوقی آن می پردازیم
1.1 جغرافیای دریای خزر
دریای خزر به عنوان بزرگترین دریاچه جهان میباشد که در مرز بین آسیا و اروپا و در شما ایران ،در نقطه تلاقی آسیای مرکزی ،قفقاز و ایران واقع شده است [2].
مساحت این پهنه آبی 440000کیلومتر مربع و دارای طول 1440 کیلومتر [3] و بطور متوسط دارای عرض درحدود 278 کیلومتر میباشد.[4]دریای خزر دارای 50 جزیره بزرگ وکوچک می باشد که مساحت آنها در حدود350 کیلومتر مربع است. و حدود 150 رودخانه به این دریاچه ریخته میشود که بزرگترین آنها عبارتند از ولگا[5]، امبا[6]، اورال [7]، ترک[8]، سولاک[9]، سامور[10]، کورا[11]، سفید رود ،گرگان ،اترک میباشند.[12]
سواحل دریای خزر جلگه های رسوبی است و بسیاری از قلمرو آن پایینتر از سطح دریا ست[13]،طول ساحل این دریاچه 6500 کیلومت است که کمی بیش از یک دهم ،یعنی 657کیلومتر آن سواحل ایران،820 در سواحل آذربایجان و 1900 کیلومتر در سواحل قزاقستان و بقیه سواحل روسیه وترکمنستان است.[14]
از لحاظ ژئو پولتیک موقعیت قرار گرفتن کشورهای ساحلی دریای خزر بدین صورت است که در شمال و شمال غربی این دریاچه کشور روسیه ، در شمال شرقی آن کشور قزاقستان ،در شرق این دریا کشور ترکمنستان ، در غرب آن جمهوری آذربایجان و در جنوب این دریاچه جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته اند.
موقعیت قرار گرفتن پنج کشور ساحلی در نقشه مقابل نمایش داه شده است.
1.2تاریخچه دریای خزر
دریای خزر پیشینه ای هزاران ساله دارد وبا توجه به منابع موجود درطول سالیان این دریاچه توسط مسافران و دانشمندان مورد توجه ومطالعه قرار گرفته است.برخی از آنان اعتقاد داشتند که دریای خزر به دریای سیاه متصل می باشد ،چراکه در افسانه های یونان باستان عقیده بر این بود که یکی از پهلوانان افسانه ای (آراگوناتوس[15]) از راه تنگه مانیش[16] از دریای سیاه به دریای خزر مسافرت کرده است اما با توجه به مطالعات هرودوس[17] ،ارسطو[18]و،اراستوفن[19] و دیگر دانشمندان،دریای خزر به عنوان یک دریای بسته شناخته شد[20]
شاید کمتر منطقه ای همچون دریای خزر باشد که دارای نامهای متعددی در طول تاریخ خود بوده است ،در اسناد تاریخی 36 نام برای دریای خزر ذکر شده استT از نامهای این دریا میتوان به "دریای باکو[21]"چون بزرگترین بندر این دریا می باشد،"دریای گرگان[22]"،"دریای آبسکون[23]" به دلیل منطقه ساحلی آبسکون ،"دریای خزر[24]"به خاطر مردمانی که خزر نامیده می شدند و در شمال غرب این دریا زندگی می کرند، روس ها دریای خزر را با عنوان "خالوینسک[25]" که نام مردمانی است که در دهانه ولگا زندگی می کردند،می نامند. برخلاف روس ها ایرانیان این دریا را با نام "دریای خزر" ، "دریای مازندران" و "دریای شمال "می نامند.[26] با گسترش اسلام و ورود مسلمانان به مناطق ساحلی دریای خزر نامهای دیگری همچون "دریای خوارزم" ،"دریای طبرستان"و"دریای دیلم" نیز شناخته شد. آنچه مسلم است امروزه این دریا در بین ایرانیان به نام دریای خزر و در بین غربیان به دریای کاسپین (دریای قزوین)معروف است.
1.3 تحولات نظام حقوقی دریای خزر
از لحاظ حقوقی و قواعد حاکم بر دریای خزر در طول تاریخ شاهد فراز و نشیب های بسیاری هستیم البته پیشینه این فراز و نشیب ها بسیار زیاد نیست و آغاز آن از قرن 18 میلادی بوده و اوج آن با وقوع جنگ های بین ایران و روسیه تزاری و انعقاد دو معاهده گلستان و ترکمنچای میباشد، نظام تعیین شده در قرن نیمه اول قرن بیستم با انعقاد دو معاهده 1921 و 1940 تغییر می یابد. در نیمه دوم قرن بیستم با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و افزایش تعداد کشورهای ساحلی این دریا از 2 کشور به 5 کشور نظام حقوقی سابق تعیین شده بین ایران و شوروری مورد تردید قرار گرفت .اما با عدم اجماع کشورهای ساحلی و باوجود گذشت قریب به دو دهه از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی هنوز هم نظام حقوقی جدیدی برای این دریا وضع نشده و کشورهای ساحلی دهه اول قرن 21 را درحالی گذرانده اند که هنوز هم نظام حقوقی حاکم بر این دریا در پرده ای از ابهام و تردید می باشد .البته در سال 2007 یک نظام متزلزل و موقت توسط کشورهای ساحلی دراعلامیه تهران اعلام شده است اما این اعلامیه موقت است و صراحتا کشورهای ساحلی را ملزم به تنظیم نظام حقوقی نوینی بر این دریا نموده است ،اما ماهیت اعلامیه به صورتی است که الزام آور نمی باشد و این دست کشورهای ساحلی در ابعاد مختلف بازکرده است که اعمال متناقض با صلح و امنیت و دیگر جوانب مربوط به زندگی مسالمت آمیز رد منطقه را به استناد ایفای حق خود و همچنین نبود سندی در منع ایشان انجام دهند.
بر سر نفوذ یا عدم نفوذ جاری معاهدات قبلی بین ایران و شوروی بین دکترین اختلافاتی وجود دارد که به علت بیم خارج شدن بحث از موضوع از ارئه آنان معذوریم[27]
2.حضور نظامی در دریای خزر
در خصوص بررسی ابعاد حقوقی حضور نیروهای نظامی در دریای خزر باید ابتدا پیشینه ای در مورد حضور نظامی در این دریا و حضور این نیروها در دوره های مختلف تاریخی ارائه دهیم و سپس وجود مقررات به این موضوع را در سایه معاهدات مربوط به این دریا در گذشته و دوره حاضر جستجو نماییم فبل از ذکر این پیشینه باید بگوییم که ما طبق قواعد مربوط به جانشینی کشورها و همچنین اعلامیه های صادر از سوی کشورهای استقلال یافته از شوروی سابق نظریه التزام این کشورها در برابر قواعد این معاهدات با تعدیلی که در رویه بعدی کشورهای ذیحق در این معاهدات (ایران و روسیه به عنوان ادامه دهنده شخصیت بین المللی شوروی سابق)پذیرفته اند را مبنای بحث خود قرار میدهیم واما در لابلای مطالب خود برای روشن ساختن این موضوع گاها به توضیح این موضع خواهیم پرداخت[28]
2.1.پیشینه حضور نظامی در دریای خزر
تا قبل از نیمه دوم قرن 17 میلادی دریای خزر جز آبهای داخلی ایران محسوب می شد و کلیه حقوق در دریای خزر چه از لحاظ تجاری و بهره برداری منابع و چه از لحاظ کشتیرانی متعلق به ایران بود .
با به قدرت رسیدن خاندان رومانف[29] و تحکیم تدریجی قدرت در اطراف مسکو علاقه به کنترل دریای خزر و مناطق اطراف آن در میان روسها افزایش یافت،اولین کشتی جنگی روسیه در سال 1667 به فرمان تزارآلکسی میخایلویچ[30] ساخته شد. در قرن 17 میلادی قشون قزاق به رهبری استفان رازین[31] در دریای خزر در مستقر شد. روس ها توسط قایق هایی شروع به غارت شهرهای جنوبی ساحل دریای خزر همچون رشت ،استرآباد و غیره کردند،در بهار 1669 نیروی دریایی روسیه توانست نیروی دریایی ایران را شکست دهد این بزرگترین پیروزی روسیه در دریای خزر می باشد.
در آغاز قرن 18 میلادی دریای خزر در لشکرکشی سال های 1722-1723 مجددا توسط نیروهای نظامی روسیه فتح شد .در نوامبر سال 1722پتر کبیر فرمان ایجاد یک بندر نظامی را در آستارا خان داد در سال 1723 بعد از اینکه نیروهای روسی رشت را به تصرف در آوردند، نیروهای ایران شکست را قبول کردند. عاقبت با اشغال نظامی دربند ،باکو،گیلان و مازندران،ایران با مشاهده موقعیت برتر روسیه، مجبور به انعقاد معاهده 1723 سن پترزبورگ که شناختن حق کشتی رانی روسیه در دریای خزر بود،شد.[32]
با ادامه تجاوزات روسیه به خاک ایران که منجر به جنگهایی بین دوکشور شد نهایتا دو عهدنامه گلستان و ترکمنچای بین دوکشور منعقد شد که در این دو عهدنامه نظامی ننگین برای ایران رقم خورد و کشتی های نظامی ایران از خضور در دریای خزر منع شدند و این عملا به معنای از دست رفتن امنیت سواحل ایران بود
در سال 1921 دولت انقلاب بلشویکی روسیه در راستای امحای سیاست های توسع طلبانه دولت تزاری روسیه در صدد تغییر رویه با کشورهای آسیب دیده از این سیاسیت ها بودن و در این جهت این دولت در طی معاهده 1921 حقوق از دست رفته ایران در طی معاهدات گلستان و ترکنچای را به ایران برگرداند، در فصل یازدهم این عهدنامه نیز آمده است" نظر به اینکه مطابق اصول بیان شده در فصل هشتم این عهدنامه منعقده در دهم فورال 1828 مابین ایران و روسیه در ترکمان چای نیز که فصل هشتم آن حق داشتن بحریه را در بحر خزر از ایران سلب نموده بود از درجه اعتبار ساقط است لهذا طرفین معظمتین متعاهدتین رضایت می دهند که از زمان امضاء این معاهده هر دو بالسویه حق کشتی رانی آزاد در زیر بیرق های خود در بحر خزر داشته باشند." ،در پی دنبال کردن سیاست دوستی و مودت بین ایران و شوروی عهدنامه های دگیر بین این دوکشور منعقد شد که مهمترین آنها عهدنامه 1940 راستای افزایش همکاریهای تجاری و تسهیل کشتی رانی مهروف است ، در ماده 13 این عهدنامه چنین آمده است:" طرفین متعاهدین بر طبق اصولی که در عهدنامه مورخ 26 فوریه 1921 بین ایران و جمهوری متحده سوسیالیستی شوروی روسیه روسیه اعلام گردهده است موافقت دارند که در تمام دریای خزر کشتیهایی جز کشتیهایی متلق به ایران یا اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی یا متعلق به اتباع و بنگاههای بازرگانی و حمل و نقل کشوری یکی از طرفین متعاهدین که زیر پرچم ایران یا پرچم اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سیر مینمایند نمی توانند وجود داشته باشند."
با اطلاق عبارات مندرج در این دو عهدنامه و قرینه تاریخی که در عهدنامه 1921 در خصوص ممنوع شدن کشتی رانی در دریای خزر برای ایران می توانیم بگوییم که منظور این دو عهدنامه آزادی تمام انواع کشتی رانی اعم از نظامی و غیر نظامی است چراکه دلیل اول ما همان اطلاق عبارات است و دلیل دوم این است که اگر منظور عبارات عهدنامه های مزبور کشتی رانی تجاری باشد درج این این قواعد در این عهدنامه ها غیر منطقی و بعضا مضحک است چرا که طبق عهدنامه گلستان و بتبع آن ترکنچای ایران فقط از داشتن قوای حربیه (نیروی نظامی) محروم شده بود نه کشتی رانی تجاری و فصل یازدهم عهدنامه 1921 در مقام رفع تحریم وضع شده نه تاکید آنچه موجود است پس عبارات این فصل ناظر به کشتی رانی تجاری و ماده 13 عهدنامه1940 ناظر به هردونوع کشتی رانی تجاری و نظامی است.[33]
2.2.مشروعیت حضور نظامی کشور های ساحلی در دریای خزر
در خصوص مشروعت حضور نظامی کشورهای ساحلی در دریای خزر و انجام مانورهای نظامی در سایه رویه کشورهای مزبور و همچنین مقررات مذکور و پذیرفته شدن آنها توسط کشورهای استقلال یافته از اتحاد جماهیر شوروی در اعلامیه آلماتی در سال 1991 می توان گفت تمام کشورهای ساحلی حق حضور نظامی در این دریا را مشروط بر رعایت مقررات پذیرفته شده در خصوص امنیت متقابل کشورهای ساحلی را رعایت نمایند و این به عنوان تضمین امنیت و دیگر دول ساحلی می باشد.پس طبق مقررات مذکو ر در ماده 13 عهدنامه 1940 و فصل یازدهم عهدنامه 1921 و همچنین توافقات کشورها در خصوص حضور نظامی و امنیت در دریای خزر این حق را به تمام دول ساحلی می دهد که در دریای مزبور قوای نظامی و در صورت توان مانور نظامی داشته باشند،کام اینکه روسیه در سال 1998 بعد از نشست سران دول ساحلی برای مذاکره در خصوص دریای خزر یک مانور نظامی گسترده در شمال این دریا انجام داد.[34] و ایران نیز در ریای مزبور چند قایق و کشتی کوچک جنگی برای گشتزنی و مبازه با قاچاقچیان و همچنین نیروی هوایی برای مقابله با تجاوزات و دفاع از حقوق خود دارد.[35] البته در عمل بجز دوکشور ایران و روسیه و اخیرا قزاقستان که با خرید تسلیحات نظامی از ایالات متحده مبادرت به افزایش قدرت نظامی خود کرده اند دیگر دول ساحلی اوضاع چندان به سامانی ندارند و حتی جمهوری آذربایجان به علت نابسامانی اوضاع داخلی و نبود نظارت کافی به مامنی برای قاچاقچیان آبزیان این دریا مبدل شده است.و به همین جهت عملا این کشورها دارای نیروی نظامی در این دریا نیستند اگرچه این عدم حضر نافی حق ایشان در داشتن نیروی دریایی در این دریا نیست.
2.3.حضور نظامی همه جانبه یا محدود؟
در خصوص حضور نظامی دراین دریا قیدی دیده نمی شود و بنابراین کشور ها را نمی توان از داشتن هرنوع ادوات نظامی در این دریا منع نمود و باید گفت در این دریا آنکس برنده این رقابت تسلیحاتی است که زود تر و با قدرت تر پای در این میدان بگذارد و هیچ مانعی بر سر داشتن هرنوع کشتی و ناو جنگی با هرنوع سوخت چه سوخت هسته ای و چه فسیلی تفاوتی نمی نماید و این باعث نگرانی عده کسانی است که دغدغه محیط زیست این دریا را دارند چرا که حضور جنگ افزار های با سوخت های هسته ای می توان به علت بسته بودن این دریا یا بعبارت صحیح دریاچه خزر باعث بوجو آمدن تبعات بسیار ناگوار بیولوژیکی شود که تنها می اون گفت کشورهای حاشیه خزر به علت رقابت بر سر حاکمیت بیشتر و بهره برداری بیشتر از این خوان گسترده و بدون قاعده این مسئله را از یاد برده اند که اقداماتی که اکنون در این دریا در ابعاد مختلف بخصوص از سوی کشور روسیه در بعد نظامی آن در حال انجام است می تواند چهره زیبا و دلبربای این دریای کهن را تبدیل به یک زباله دان اتمی و یک گنداب خشک بیروح کند.
2.4.خزر دریایی غیرنظامی!
در سال 2007 بعد نشست ناموفق عشق اباد کشورهای حاشیه دریای خزر در تهران مجددا در پای میز مذاکره جمع شدند و این بار این کشورها همگی برای برون رفت از این اوضاع پیچیده در این دریا که در سال 1998 در اجلاس عشق آباد با سخن معروف رئیس جمهوری وقت ترکمنستان ،صفر مراد نیازف[36] که گفت:«درای خزر بوی خون میدهد»[37]می رفت تا مسئله خزر به یک مناقشه تمام عیار نظامی تبدیل شود و حتی پوتین رئس جمهور وقت روسیه نیز فورا بعد از نشست به نیروهای نظامی خود در مانور نظامی در دریای خزر پیوست تا قاطعیت کشورش را در این مسئله نشان دهد.[38]، اتفاق کردند. و دراین نشست کشورهای اعلامیه ای را در 25 ماده صادر کردند که مهمترین مواردی که دراین اعلامیهدر خصوص امنیت و نیرو های نظامی ذکر شد عبارتند از :
1. اتفاق کشور ها برای امنیت پایدار در دریای خزر در راستای همکاری متقابل
2. امتناع از استفاده از نیروی نظامی در اختلافات دوجانبه بایکدیگر[39]
با توجه به مذاکرات و همچنین توجه به دکترین و استباط های مختلف اینطور از جمع نظر ها می توان فهمید که ارده کشورها بر احتساب دریای خزر به عنوان یک دریای غیر نظامی است که در جهت حفظ صلح،امنیت و منافع تمام کشورهای ساحلی باشد و همچنین باتوجه به آنچه در متن اعلامیه تهران ذکر شده است این است که کشورها در سایه این امنیت و همکاری به روابط متقابل و دوستانه با یکدیگر بپردازند[40]
2.5حضور نظامی ایالات متحده و اهداف این کشور
آمريكا بهدنبال نظامي كردن دريا و حوزه خزر است در پي فروپاشي شوروي سابق، آمريكا در نخستين گام از طريق برقراري ارتباط با آذربايجان و قزاقستان، تلاشهاي خود را براي حضور نظامي و امنيتي غيرمستقيم در حوزه درياي خزر آغاز كرد. ولي از سال 1997 توجه واشنگتن به اين منطقه به ميزان قابل توجهي افزايش يافت، بهطوري كه واشنگتن، خزر را در حوزه منافع ژئوپوليتيك و ژئواستراتژيك خود اعلام كرد. كنار اقداماتي كه تا آن موقع با برخي از كشورهاي اين حوزه و به خصوص آذربايجان و قزاقستان به صورت دوجانبه دنبال ميشد، در پايان سال 2003 واشنگتن آمادگي خود را براي اجراي پروژه "گارد خزر" (Caspian Guard) اعلام كرد.
هدف آمريكا از اين طرح، كمك به ايجاد و تجهيز نيروي دريايي قوي براي 3 كشور ساحلي خزر شامل آذربايجان، قزاقستان و تركمنستان به منظور تامين حضور نظامي خود در اين منطقه مهم و حساس بود. پس از آن در مدت كوتاهي، مركز فرماندهي "گارد خزر" كه مجهز به سيستمهاي كنترل ناوبري دريايي، از جمله 2 ايستگاه راديويي رديابي بود، در باكو مستقر شد. آمريكا در برنامه 10سالهاي كه براي اين پروژه در نظر گرفته بود، مبلغ 130 ميليون دلار براي كمك به تجهيز زيرساختهاي نظامي جمهوريهاي آذربايجان و قزاقستان، از جمله ساخت مراكز فرماندهي نظامي در درياي خزر اختصاص داد. علاوه بر اين در همين راستا تعدادي از قايقهاي گشتي از جمله شش دستگاه قايق نوع "85 . 5Ribcraft Mitigator" و ايستگاههاي راداري را كه طي سالهاي قبل به آذربايجان واگذار كرده بود، به عنوان بخشي از پروژه گارد خزر به باكو تحويل داد
ناكامي واشنگتن در برگزاري رزمايش مشترك با "باكو" سفير آمريكا در باكو در اوايل ماه مي سال جاري ميلادي، ضمن بازديد از مناطق شمال غرب جمهوري آذربايجان اعلام كرد كه طي 2 هفته اخير روابط واشنگتن - باكو پيشرفتهاي مناسبي داشته است. "متيو برايزا" همچنين به اين موضوع اذعان كرد كه روابط 2 كشور در چند ماه گذشته با مشكلاتي مواجه شده و برخي از برنامههاي از قبل طراحي شده نيز اجرايي نشدهاند. منظور سفير آمريكا از وجود برخي مشكلات، عدم برگزاري رزمايش مشترك واشنگتن - باكو بود كه به خواست طرف آذري براي مدت زمان نامعلومي به تاخير افتاد[41]دلیل این تعویق نیز ایراد آمریکا به نقض حقوق بشر در آذربایجان در اقدام این کشور در سرکوب مخالفان دولت بوده است که که منجر به سلب اعتماد نسبی آذری ها نسبت به آمریکا شده است که می تواند در این میان با یک اقدام حساب شده به سود ایران و روسیه تمام شود .
تلاش آمریکا در تشكيل نيروي دريايي تركمنستان به منظور تامين بهتر امنيت در خزر، از اهداف كوتاهمدت آمريكا معرفي شده است. واشنگتن قصد دارد در چارچوب مساعدت مالي نظامي به كشورهاي خارجي، براي نظاميان تركمن دورههاي آموزش زبان انگليسي ايجاد كند تا امكان تماس و همكاري نظامي گستردهتري را با اين كشور فراهم كند. پرواضح است كه منظور از تماس و همكاري گسترده نظامي خارجي، تقويت ارتباط نيروهاي مسلح و دريايي تركمنستان با آمريكا و ناتو است. در مورد قزاقستان نيز مساعدت به بازسازي تجهيزات و تسليحات نظامي جهت تقويت نيروي دريايي اين كشور و حراست بهتر از واحدهاي انرژي موجود در درياي خزر، از اهداف واشنگتن عنوان شده است.[42] و حتی آمریکا به بهانه های مختلف که بدان خواهیم پرداخت .
2.5.1بهانه حضور ایالات متحد در دریای خزر
بهانه های حضور نظامی آمریکا در دریای خزررا می توان به دوبخش بهانه های آشکار و اهدافی که آمریکا در ورای این دلایل و بهانه ها مطرح می کند طرح مسئله نمود.
اولین بهانه آمریکا ایجاد نیروی «گارد خزر»این است که در پی ایجاد امنیت برای خط لوله ناباکو می باشد این خط لوله گاز دریای خزر را از ترکمنستان و آذربایجان به اروپا منتقل می سازد ، ارزش خط لوله نابوکو هفت میلیارد و 900 میلیون یورو (10 میلیارد و 690 میلیون دلار) است کمیسیون اتحادیه اروپا حامی خط لوله گاز نابوکو است که به طول 3300 کیلومتر از ترکیه، بلغارستان، رومانی و مجارستان عبور میکند و به اتریش میرسد. [43]از آنجا که اتحادیه اروپا حامی این پروژه است و آمریکا نیز در پی پیمان ناتو متحد کشورهای اروپایی بحساب می آید عمده بهانه خود را بر این امر معطوف معطوف کرده اسنت که باید به عنوان متحد این کشورها برای حفظ منافع متحدان خود در برابر تهدیدهای احتمالی در این منطقه حضور داشته باشد.
دلیل دیگری که می توان ذکر کرد درگیری آذربایجان با همسایگان خود در مسئله بهره برداری از منابع دریای خزر می باشد،البته این درگیری ها در رابطه ایران و آذربایجان در سال 2001 چهره نظامی به خود گرفت و ایران در اعتراض به بهره برداری آذربایجان از حوزه های نفتی البرزو شرق با فانتوم حریم هوایی این کشور را نقض کرد[44] که این امر موجب مستمسک قرار دادن آن برای در خطر بودن امنیت آذربایجان به عنوان یکی از اعضای ناتو و همچنین خط لوله ناباکو می باشد .و آمریکا به عنوان عضوی از این پیمان وظیفه خود می داند تا امنیت اعضای دیگر را تامین کند.
اما اهداف پنهانی که آمریکا در دریای خزر دنبال می کن به دو هدف تقسیم می شود :
1)اهداف برای تضعیف جایگاه روسیه در منطقه جنوب این کشور بخصوص قفقاز جنوبی و از بین بردن اتکای کشورهای استقلال یافته از شوروی از روسیه و محو نفوذ و جایکاه این کشور در سیستم داخلی این کشورها ،برای این امر آمریکا با فروش تسلیحات و انعقاد قرار دادهای نظامی و همچنین تلاش در انعقاد قراردادهای حضور نظامی با این کشورها می کوشد تا روسیه را در مضیقه قرار دهد و بدنیال اثبات سیادت نظامی و اقتصادی خود در جهان این سیاسیت را در دستور کار خود قرار داده است از طرف دیگر اهمیت منطقه قفقاز جنوبی در برقراری ارتباط خاورمیانه با اروپا می تواند به آمریکا این فرصت را بدهد تا با برقراری روابط حسنه با کشور های این منطقه باعث قطع نفوذ روسیه در این قسمت از جهان شود.و همچنین با کمرنگ نمودن نفوذ روسیه در کشورهای جنوبی خود آنان را از همگرایی با سیاسیت های منطقه ای این کشور دور نموده و باعث انزوای منطقه ای این کشور بشود.
2)اما دیگر هدف آمریکا برای حضور نظامی در منطقه خزر برای کنترل بیشتر ایران و جلوگیری از انتفاع ایران از دریای خزر به خصوص منابع نفت و گاز آنهم در شرایط کنونی که عملا هیچ نظم حقوقی متقنی در رویه کشورها دیده نمی شود (هرچند در وادی نظریه های حقوقی چنین اعمالی مجاز نمی باشد)آمریکا با در اختیار داشتن چندین پایگاه نظامی در افغانستان در شرق ایران ،حضور نظامی در عراق در غرب ایران که التبته در سال 2011 کمتر شده است وحضور نظامی گسترده در جنوب ایران در خلیج فارس عملا از سه جهت ایران را محاصره نموده است و بدنبال بدست آوردن موقعیت برای کسب پایگاه نظامی در دریای خزر در شمال ایران می باشد تا ایران را از چهر سوی محاصره نموده و هرگونه اقدام نظامی احتمالی ایران علیه متحد اصلی این کشور یعنی اسرائیل را از 4 سوی پاسخ دهد،البته هدف اصلی آمریکا در شرایط غیر جنگی ارعاب ایران و همچنین ارعاب کشورهایی است ر جهت سیاست خصمانه این کشور علیه ایران حرکت نمی کنند می باشد.
البته هنوز ایالات متحده نیرو ی نظامی در دریای خزر وارد ننموده است و با وجود اینکه این کشور دچار اختلافاتی با آذربایجان شده است بعید است در آینده ای نزدیک بحث حضئر نظامی آمریکا در دریای خزر مجددا جدی بشود
2.5.2.مشروعیت حضور نظامی ایالات متحده در دریای خزر
در خصوص بررسی عدم مشروعیت حضور نظامی آمریکا در دریای خزر ما از چند سند حقوقی می توانیم بهره بجوییم،نخست مستمسک ما همین معاهدات 1921 و 1940 می باشند.
در فصل یازدهم این عهدنامه نیز آمده است" نظر به اینکه مطابق اصول بیان شده در فصل هشتم این عهدنامه منعقده در دهم فورال 1828 مابین ایران و روسیه در ترکمان چای نیز که فصل هشتم آن حق داشتن بحریه را در بحر خزر از ایران سلب نموده بود از درجه اعتبار ساقط است لهذا طرفین معظمتین متعاهدتین رضایت می دهند که از زمان امضاء این معاهده هر دو بالسویه حق کشتی رانی آزاد در زیر بیرق های خود در بحر خزر داشته باشند."،همانطور که در فصل یازدهم مقرر می بینیم کشتس رانی در زیر بیرق های خودبرای دوکشور مقرر شده است یعنی تلویحا دو کشور اینطور پذیرفته اند که کشتی ای پرچم یکی از دو کشور را داشته باشد حق کشتی رانی در دریای خزر را دارد .
این مفهوم بطور واضح در مادهدر ماده 13 عهدنامه1940 چنین آمده است:" طرفین متعاهدین بر طبق اصولی که در عهدنامه مورخ 26 فوریه 1921 بین ایران و جمهوری متحده سوسیالیستی شوروی روسیه روسیه اعلام گردیده است موافقت دارند که در تمام دریای خزر کشتیهایی جز کشتیهایی متعلق به ایران یا اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی یا متعلق به اتباع و بنگاههای بازرگانی و حمل و نقل کشوری یکی از طرفین متعاهدین که زیر پرچم ایران یا پرچم اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سیر مینمایند نمی توانند وجود داشته باشند "این ماده دریای به روی کشتی های تمام کشورها می بندد و کشتی رانی انحصاری در آن ر ا مخصوص دو کشور ایران و شوروی و با توجه به قواعد جانشینی و اعلامیه آلماتی[45]در حال خاضر در انحصار 5 کشور ساحلی این
دریا دانست،همچنین کشورهای ساحلی دریای خزر در اعلامیه تهران اعلام کرده اند که هیچ کشتی نظامی دیگری در آبهای سرزمینی آنها برای تهدید یکی از کشورهای ساحلی یا به خطر انداختن امنیت و صلح در دریای خزر حضور داشته باشد،و همچنین اجازه نخواهند داد کشتی بدون پرچم آنها در دریای خزر سیر کند. با توجه به آنچه گفته شد واضح و مبرهن است که حضور نظامی آمریکا در دریای خزر مخالف با توافقات کشور های ساحلی این دریا می باشد . از سوی دیگر حضور دیگر اگر نظریه اشاعه را در خصوص دریای خزر بپذیریم حضور نظامی آمریکا در هر کجای دریای خزر یعنی تجاوز به قلمرو تمام کشورهای ساحلی و رضایت یک کشور رفع کننده عنوان تجاوز نخواهد بود و این مخالف با اصل احترام به تمامیت ارضی کشورها و همچنین اصل منع مداخله در ماده 2 منشور ملل متحد می باشد و حتی می توان حضور نظامی آمریکا یا کشور ثالث دیگری را تجاوز مسلحانه و مصداق نقض صلح و امنیت بین امللی ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد نیز قرار داد.
3. راهکار ها
با توجه به اینکه در خصوص مسئله حضور نظامی آمریکا و عدم مشروعیت آن بحث کردیم و نتیجه گیری لازم انجام شد در اینجا نیاز به ارائه چند راهکار را لازم دیدیم :
1. ایران بایستس در مذاکرات دیپلماتیک و مذاکرات دوجانبه با کشورهای ساحلی بر حقوق مکتسبه خود در سایه معاهدات 1921و 1940 پافشاری کند چرا که در سایه این معاهدات است که می تواند تا حدودی موضع معاندانه کشورهایی چون آذربایجان را تعدیل نماید
2. ایران با برقراری روابط دوستانه و گسترش همکاری با کشورهای منطقه مانع نفوذ بیشتر آمریکا در این کشورها شود چرا که ایران در رابطه خود با این کشورها خصوصا در رابطه با آذربایجان و ترکنستان دارای برگهای برنده ای همچون وابستگی تاریخی ،قومیتی و مذهبی است که آمریکا از این امتیازات بی بهره است و این امتیازات می تواند باعث ارتقای موضع ایران شود
3. ایران با رایزنی های دیپلماتیک و گسترده با روسیه و کارشناسی در مورد پیشرفت آمریکا در نفوذ در منطقه و هشدار دادن این موضوع به روسیه در مذاکرات روسیه را با موضع خود همراه سازد
4. ایران با بکارگیری پتانسیل های خود در دسترسی سریع به آبهای آزاد می تواند با بکارگیری سیاسیت تحویل سریع نفت کشورهای ساحلی خزر در خلیج فارس باعث افزایش اعتماد این کشورها به خود و موضع دوستانه خود در قبال آنها برای از بین بردن احساس نیاز به حمایت آمریکا در این کشورها شود که البته این نظر تا زمانی که رژیم جدید حقوقی برداشت از منابع دریای خزر تدوین نشود قابل اعمال نمی باشد.
---------------------------------------------------
منابع و ماخذ:
1. جلال روشندل ، نظامی گری در دریای خزر گرایشی برخاسته از فقدان رژیم حقوقی ،فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز،سال هفتم،دوره سوم،شماره 22 تابستان 1377
2. حدود دریای خزر،گفتگویی از وضعیت آن،ترجمه جمشید شریفیان،فصلنامه مطالعت آسیای مرکزی و قفقاز سال ششم ،شماره 17،بهار 1376
3. امیر احمدیان،جغرافیای دریای خزر، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز،سال پنجم ،دوره دوم ،شماره 14 تابستان 1375
4. ناصر قباد زاده،دریای خزر،رژیم حقوقی ،مواضع کشورهای ساحلی و حضور آمریکا،مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری،انتشارات فرهنگ گفتمان،1383
منابع انگلیسی:
1. Rusam F.Mamedov, International-legal satatues of the Caspian sea in its historical development, Ankara University , Journal Database Vol.: 30 ,year: 2000
2. - Mohammad Reza Djalili, "Mer Caspianne: perspeclives iraniennes", Cahiers d'etudes sur la Medilerranee orienlale et le monde tureo-iranien, No. 233, 1997,
3. Dr.Mosavi,The future of Caspian sea after Tehran summit, The Iranian Journal of International Affairs Vol. XXI, No.1-2: .27-42, Winter-Spring 2008-09وp11
4. - Yusin Lee, COOPERATION AND COMPETITION IN FOREIGN POLICY Toward a New International Regime for the Caspian Sea, Problems of Post-Communism, vol. 52, no. 3, May/June 2005
سایت های اینترنتی:
1. www.farsnews.com
2. www.hamshahrionline.com
3. Almaty declaration
www.cis-legislation.com/document.fwx?rgn=4744 ndependent States
----------------------------------------------------------
[1] دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بین الملل دانشگاه قم
[2] - جلال روشندل ، نظامی گری در دریای خزر گرایشی برخاسته از فقدان رژیم حقوقی ،فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز،سال هفتم،دوره سوم،شماره 22 تابستان 1377
[3] - طول دقیق این دریا در مقاله های گونگون متفاوت اعلام شده است مثلا در منبع پیشین طول دریای خزر 1204کیلومتر نوشته شده است.
[4]-christophe ,j.pittinger،تحدید حدود دریای خزر،گفتگویی از وضعیت آن،ترجمه جمشید شریفیان،فصلنامه مطالعت آسیای مرکزی و قفقاز سال ششم ،شماره 17،بهار 1376
[5] -volga
[6] -Emba
[7] -Ural
[8] -Terek
[9] -Sulak
[10] -Samur
[11] -Kura
[12]- امیر احمدیان،جغرافیای دریای خزر، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز،سال پنجم ،دوره دوم ،شماره 14 تابستان 1375
[13] -همان
[14] - جلال روشندل ، نظامی گری در دریای خزر گرایشی برخاسته از فقدان رژیم حقوقی ،فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز،سال هفتم،دوره سوم،شماره 22 تابستان 1377
[15] -Aragonatus
[16] -Mannish
[17] -Herodotus
[18] -Aristole
[19] -Erastofen
[20] -Rusam F.Mamedov, International-legal satatues of the Caspian sea in its historical development, Ankara University , Journal Database Vol.: 30 ,year: 2000
[21] - Baku sea
[22] - Gorkan sea
[23] - Abeskon sea
[24] - Hazar sea
[25] - Halvinsk sea
[26] - Mohammad Reza Djalili, "Mer Caspianne: perspeclives iraniennes", Cahiers d'etudes sur la Medilerranee orienlale et le monde tureo-iranien, No. 233, 1997, pp. 127.
[27] -برای اطلاعات بیشتر ر.ک به ناصر قباد زاده،دریای خزر،رژیم حقوقی ،مواضع کشورهای ساحلی و حضور آمریکا،مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری،انتشارات فرهنگ گفتمان،1383
[28] -برای کسب اطلاعات بیشتر ر.ک به پیشین صص127الی 185
[29] -Romanov
[30] -Alexy Mikhaylovich
[31] -stepan razin
[32] - Rusam F.Mamedov, International-legal satatues of the Caspian sea in its historical development, Ankara University , Journal Database Vol.: 30 ,year: 2000
[33] -نظر ما این است که چون تاکید اصلی عهدنامه 1940 توسعه همکاری تجاری است اما در مقام وضع حق بر آمده و اینجا می توان گفت ناظر به دونوع کشتی رانی است.
[34] - Yusin Lee, COOPERATION AND COMPETITION IN FOREIGN POLICY Toward a New International Regime for the Caspian Sea, Problems of Post-Communism, vol. 52, no. 3, May/June 2005, pp. 37–48.,p37
[35] -ایران در شمال کشور دارای گارد حفظت از آبزیان می باشد که لازمه برخورد با قاچاقچیان آبزیان داشتن نیروی امنیتی و پلیسی و نظامی ارتش است و همچنین نیروی هوایی ایران برای حفاظت از بهره برداری از منابع مورد ادعای ایران در این دریاست که حتی این نیرو در سال 2001 میلادی در مقابل اقدامات آذربایجان در بهره برداری بی رویه از منابع مورد ادعای ایران به کار گرفته شد.، پیشین .
[36] -Sapar morad Niasov
[37] -- smacks of blood and further conflicts
[38] - Yusin Lee, COOPERATION AND COMPETITION IN FOREIGN POLICY Toward a New International Regime for the Caspian Sea, Problems of Post-Communism, vol. 52, no. 3, May/June 2005, pp. 37–48.,p37
[39] - Dr.Mosavi,The future of Caspian sea after Tehran summit, The Iranian Journal of International Affairs Vol. XXI, No.1-2: .27-42, Winter-Spring 2008-09وp11
[40] Tehran declaration july 2007
[41] -خبرگزاری فارس 1/04/90برگرفته از سایت این خبرگزاری به آدرس:www.farsnews.ir
[42] -پیشین
[43] -همشهری آنلاین.
[44] -- Yusin Lee, COOPERATION AND COMPETITION IN FOREIGN POLICY Toward a New International Regime for the Caspian Sea, Problems of Post-Communism, vol. 52, no. 3, May/June 2005, pp. 37–48.,p37
[45] - Azerbaijani Republic, Republic of Armenia, Republic of Belarus, Republic of Kazakhstan, Krygyzstan's Republic, Republic of Moldova, Russian Federation (RSFSR), Republic of Tajikistan, Turkmenistan, Republic of Uzbekistan and Ukraine, aiming to construct democratic constitutional states the relations between which will develop on the basis of mutual recognition and respect of the state sovereignty and the sovereign equality, the inherent right to self-determination, principles of equality and non-interference to internal affairs, refusal of use of force and threat by force, economic and any other methods of pressure, peaceful settlement of disputes, respect of human rights and freedoms, including the rights of ethnic minorities, fair accomplishment of obligations and other conventional principles and regulations of international law; recognizing and respecting territorial integrity of each other and inviolability of existing borders; considering that strengthening of the relations of friendship having deep historical roots, neighborliness and mutually beneficial cooperation is equitable to radical interests of the people and serves the cause of peace and safety; realizing the responsibility for preserving the civil world and the international consent;
being attached to the purposes and principles of the Agreement on creation of the Commonwealth of Independent States,
declare as follows: Interaction of members of Commonwealth will be performed on the principle of equality through the coordinating institutes created on the parity basis and operating according to the procedure, determined by agreements between members of Commonwealth which is not neither the state, nor nadgosudarstvenny education. For the purpose of ensuring the international strategic stability and safety the incorporated command of strategic forces and single control over the nuclear weapon will be kept; the parties will respect aspiration of each other to achievement of the status denuclearized and (or) the neutral state. The Commonwealth of Independent States open with the consent of all his participants for accession of the states to it - members of the former USSR, and also other states sharing the purposes and principles of Commonwealth. I http://cis-legislation.com/document.fwx?rgn=4744 ndependent States
دریای خزر به عنوان بزرگترین دریاچه ی جهان از دیرباز مورد توجه کشورهای ساحلی آن بوده است و در طول تاریخ مناقشات و کشمکش هایی در این دریا رخ داده است در شرایط کنونی این دریا اهمیتی دوچندان یافته است از طرفی با اکتشاف منابع نفت و گاز در این دریا و دیگری اینکه سهم خواهی و بعضا زیاده خواهی کشورهای ساحلی منجر به اختلافاتی شده است . در این میان باتوجه به نیاز برخی از کشورهای صنعتی جهان مثل آلمان به منابع نفتی ارزان و سهل الوصول و از طرفی عضویت برخی از کشورهای ساحلی در اتحادیه اروپا و پیمان ناتو منجر به زیاده خواهی اروپا از منابع این دریا شده است و دراین میان با توجه به تهدید احتمالی منافع این اتحادیه ایالات متحده آمریکا می کوشد تا برای رفع هرگونه خطر احتمالی در این دریا که منافع متحدین آن در اروپا به طور مستقیم و منافع اقتصادی آن به طور غیرر مستقیم را تامین می کند،حضور نظامی داشته باشد،که البته این کشور تنها پ امنیت منافع اقتصادی خود و متحدانش را دنبال نمی کند بلکه به دنبال اهداف نهان دیگری است که ما به آن اشاره خواهیم کرد.
1.دریای خزر
در این قسمت به بررسی جغرافیای این دریا چه ،تاریخچه آن و به تحولات نظام های حقوقی آن می پردازیم
1.1 جغرافیای دریای خزر
دریای خزر به عنوان بزرگترین دریاچه جهان میباشد که در مرز بین آسیا و اروپا و در شما ایران ،در نقطه تلاقی آسیای مرکزی ،قفقاز و ایران واقع شده است [2].
مساحت این پهنه آبی 440000کیلومتر مربع و دارای طول 1440 کیلومتر [3] و بطور متوسط دارای عرض درحدود 278 کیلومتر میباشد.[4]دریای خزر دارای 50 جزیره بزرگ وکوچک می باشد که مساحت آنها در حدود350 کیلومتر مربع است. و حدود 150 رودخانه به این دریاچه ریخته میشود که بزرگترین آنها عبارتند از ولگا[5]، امبا[6]، اورال [7]، ترک[8]، سولاک[9]، سامور[10]، کورا[11]، سفید رود ،گرگان ،اترک میباشند.[12]
سواحل دریای خزر جلگه های رسوبی است و بسیاری از قلمرو آن پایینتر از سطح دریا ست[13]،طول ساحل این دریاچه 6500 کیلومت است که کمی بیش از یک دهم ،یعنی 657کیلومتر آن سواحل ایران،820 در سواحل آذربایجان و 1900 کیلومتر در سواحل قزاقستان و بقیه سواحل روسیه وترکمنستان است.[14]
از لحاظ ژئو پولتیک موقعیت قرار گرفتن کشورهای ساحلی دریای خزر بدین صورت است که در شمال و شمال غربی این دریاچه کشور روسیه ، در شمال شرقی آن کشور قزاقستان ،در شرق این دریا کشور ترکمنستان ، در غرب آن جمهوری آذربایجان و در جنوب این دریاچه جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته اند.
موقعیت قرار گرفتن پنج کشور ساحلی در نقشه مقابل نمایش داه شده است.
1.2تاریخچه دریای خزر
دریای خزر پیشینه ای هزاران ساله دارد وبا توجه به منابع موجود درطول سالیان این دریاچه توسط مسافران و دانشمندان مورد توجه ومطالعه قرار گرفته است.برخی از آنان اعتقاد داشتند که دریای خزر به دریای سیاه متصل می باشد ،چراکه در افسانه های یونان باستان عقیده بر این بود که یکی از پهلوانان افسانه ای (آراگوناتوس[15]) از راه تنگه مانیش[16] از دریای سیاه به دریای خزر مسافرت کرده است اما با توجه به مطالعات هرودوس[17] ،ارسطو[18]و،اراستوفن[19] و دیگر دانشمندان،دریای خزر به عنوان یک دریای بسته شناخته شد[20]
شاید کمتر منطقه ای همچون دریای خزر باشد که دارای نامهای متعددی در طول تاریخ خود بوده است ،در اسناد تاریخی 36 نام برای دریای خزر ذکر شده استT از نامهای این دریا میتوان به "دریای باکو[21]"چون بزرگترین بندر این دریا می باشد،"دریای گرگان[22]"،"دریای آبسکون[23]" به دلیل منطقه ساحلی آبسکون ،"دریای خزر[24]"به خاطر مردمانی که خزر نامیده می شدند و در شمال غرب این دریا زندگی می کرند، روس ها دریای خزر را با عنوان "خالوینسک[25]" که نام مردمانی است که در دهانه ولگا زندگی می کردند،می نامند. برخلاف روس ها ایرانیان این دریا را با نام "دریای خزر" ، "دریای مازندران" و "دریای شمال "می نامند.[26] با گسترش اسلام و ورود مسلمانان به مناطق ساحلی دریای خزر نامهای دیگری همچون "دریای خوارزم" ،"دریای طبرستان"و"دریای دیلم" نیز شناخته شد. آنچه مسلم است امروزه این دریا در بین ایرانیان به نام دریای خزر و در بین غربیان به دریای کاسپین (دریای قزوین)معروف است.
1.3 تحولات نظام حقوقی دریای خزر
از لحاظ حقوقی و قواعد حاکم بر دریای خزر در طول تاریخ شاهد فراز و نشیب های بسیاری هستیم البته پیشینه این فراز و نشیب ها بسیار زیاد نیست و آغاز آن از قرن 18 میلادی بوده و اوج آن با وقوع جنگ های بین ایران و روسیه تزاری و انعقاد دو معاهده گلستان و ترکمنچای میباشد، نظام تعیین شده در قرن نیمه اول قرن بیستم با انعقاد دو معاهده 1921 و 1940 تغییر می یابد. در نیمه دوم قرن بیستم با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و افزایش تعداد کشورهای ساحلی این دریا از 2 کشور به 5 کشور نظام حقوقی سابق تعیین شده بین ایران و شوروری مورد تردید قرار گرفت .اما با عدم اجماع کشورهای ساحلی و باوجود گذشت قریب به دو دهه از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی هنوز هم نظام حقوقی جدیدی برای این دریا وضع نشده و کشورهای ساحلی دهه اول قرن 21 را درحالی گذرانده اند که هنوز هم نظام حقوقی حاکم بر این دریا در پرده ای از ابهام و تردید می باشد .البته در سال 2007 یک نظام متزلزل و موقت توسط کشورهای ساحلی دراعلامیه تهران اعلام شده است اما این اعلامیه موقت است و صراحتا کشورهای ساحلی را ملزم به تنظیم نظام حقوقی نوینی بر این دریا نموده است ،اما ماهیت اعلامیه به صورتی است که الزام آور نمی باشد و این دست کشورهای ساحلی در ابعاد مختلف بازکرده است که اعمال متناقض با صلح و امنیت و دیگر جوانب مربوط به زندگی مسالمت آمیز رد منطقه را به استناد ایفای حق خود و همچنین نبود سندی در منع ایشان انجام دهند.
بر سر نفوذ یا عدم نفوذ جاری معاهدات قبلی بین ایران و شوروی بین دکترین اختلافاتی وجود دارد که به علت بیم خارج شدن بحث از موضوع از ارئه آنان معذوریم[27]
2.حضور نظامی در دریای خزر
در خصوص بررسی ابعاد حقوقی حضور نیروهای نظامی در دریای خزر باید ابتدا پیشینه ای در مورد حضور نظامی در این دریا و حضور این نیروها در دوره های مختلف تاریخی ارائه دهیم و سپس وجود مقررات به این موضوع را در سایه معاهدات مربوط به این دریا در گذشته و دوره حاضر جستجو نماییم فبل از ذکر این پیشینه باید بگوییم که ما طبق قواعد مربوط به جانشینی کشورها و همچنین اعلامیه های صادر از سوی کشورهای استقلال یافته از شوروی سابق نظریه التزام این کشورها در برابر قواعد این معاهدات با تعدیلی که در رویه بعدی کشورهای ذیحق در این معاهدات (ایران و روسیه به عنوان ادامه دهنده شخصیت بین المللی شوروی سابق)پذیرفته اند را مبنای بحث خود قرار میدهیم واما در لابلای مطالب خود برای روشن ساختن این موضوع گاها به توضیح این موضع خواهیم پرداخت[28]
2.1.پیشینه حضور نظامی در دریای خزر
تا قبل از نیمه دوم قرن 17 میلادی دریای خزر جز آبهای داخلی ایران محسوب می شد و کلیه حقوق در دریای خزر چه از لحاظ تجاری و بهره برداری منابع و چه از لحاظ کشتیرانی متعلق به ایران بود .
با به قدرت رسیدن خاندان رومانف[29] و تحکیم تدریجی قدرت در اطراف مسکو علاقه به کنترل دریای خزر و مناطق اطراف آن در میان روسها افزایش یافت،اولین کشتی جنگی روسیه در سال 1667 به فرمان تزارآلکسی میخایلویچ[30] ساخته شد. در قرن 17 میلادی قشون قزاق به رهبری استفان رازین[31] در دریای خزر در مستقر شد. روس ها توسط قایق هایی شروع به غارت شهرهای جنوبی ساحل دریای خزر همچون رشت ،استرآباد و غیره کردند،در بهار 1669 نیروی دریایی روسیه توانست نیروی دریایی ایران را شکست دهد این بزرگترین پیروزی روسیه در دریای خزر می باشد.
در آغاز قرن 18 میلادی دریای خزر در لشکرکشی سال های 1722-1723 مجددا توسط نیروهای نظامی روسیه فتح شد .در نوامبر سال 1722پتر کبیر فرمان ایجاد یک بندر نظامی را در آستارا خان داد در سال 1723 بعد از اینکه نیروهای روسی رشت را به تصرف در آوردند، نیروهای ایران شکست را قبول کردند. عاقبت با اشغال نظامی دربند ،باکو،گیلان و مازندران،ایران با مشاهده موقعیت برتر روسیه، مجبور به انعقاد معاهده 1723 سن پترزبورگ که شناختن حق کشتی رانی روسیه در دریای خزر بود،شد.[32]
با ادامه تجاوزات روسیه به خاک ایران که منجر به جنگهایی بین دوکشور شد نهایتا دو عهدنامه گلستان و ترکمنچای بین دوکشور منعقد شد که در این دو عهدنامه نظامی ننگین برای ایران رقم خورد و کشتی های نظامی ایران از خضور در دریای خزر منع شدند و این عملا به معنای از دست رفتن امنیت سواحل ایران بود
در سال 1921 دولت انقلاب بلشویکی روسیه در راستای امحای سیاست های توسع طلبانه دولت تزاری روسیه در صدد تغییر رویه با کشورهای آسیب دیده از این سیاسیت ها بودن و در این جهت این دولت در طی معاهده 1921 حقوق از دست رفته ایران در طی معاهدات گلستان و ترکنچای را به ایران برگرداند، در فصل یازدهم این عهدنامه نیز آمده است" نظر به اینکه مطابق اصول بیان شده در فصل هشتم این عهدنامه منعقده در دهم فورال 1828 مابین ایران و روسیه در ترکمان چای نیز که فصل هشتم آن حق داشتن بحریه را در بحر خزر از ایران سلب نموده بود از درجه اعتبار ساقط است لهذا طرفین معظمتین متعاهدتین رضایت می دهند که از زمان امضاء این معاهده هر دو بالسویه حق کشتی رانی آزاد در زیر بیرق های خود در بحر خزر داشته باشند." ،در پی دنبال کردن سیاست دوستی و مودت بین ایران و شوروی عهدنامه های دگیر بین این دوکشور منعقد شد که مهمترین آنها عهدنامه 1940 راستای افزایش همکاریهای تجاری و تسهیل کشتی رانی مهروف است ، در ماده 13 این عهدنامه چنین آمده است:" طرفین متعاهدین بر طبق اصولی که در عهدنامه مورخ 26 فوریه 1921 بین ایران و جمهوری متحده سوسیالیستی شوروی روسیه روسیه اعلام گردهده است موافقت دارند که در تمام دریای خزر کشتیهایی جز کشتیهایی متلق به ایران یا اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی یا متعلق به اتباع و بنگاههای بازرگانی و حمل و نقل کشوری یکی از طرفین متعاهدین که زیر پرچم ایران یا پرچم اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سیر مینمایند نمی توانند وجود داشته باشند."
با اطلاق عبارات مندرج در این دو عهدنامه و قرینه تاریخی که در عهدنامه 1921 در خصوص ممنوع شدن کشتی رانی در دریای خزر برای ایران می توانیم بگوییم که منظور این دو عهدنامه آزادی تمام انواع کشتی رانی اعم از نظامی و غیر نظامی است چراکه دلیل اول ما همان اطلاق عبارات است و دلیل دوم این است که اگر منظور عبارات عهدنامه های مزبور کشتی رانی تجاری باشد درج این این قواعد در این عهدنامه ها غیر منطقی و بعضا مضحک است چرا که طبق عهدنامه گلستان و بتبع آن ترکنچای ایران فقط از داشتن قوای حربیه (نیروی نظامی) محروم شده بود نه کشتی رانی تجاری و فصل یازدهم عهدنامه 1921 در مقام رفع تحریم وضع شده نه تاکید آنچه موجود است پس عبارات این فصل ناظر به کشتی رانی تجاری و ماده 13 عهدنامه1940 ناظر به هردونوع کشتی رانی تجاری و نظامی است.[33]
2.2.مشروعیت حضور نظامی کشور های ساحلی در دریای خزر
در خصوص مشروعت حضور نظامی کشورهای ساحلی در دریای خزر و انجام مانورهای نظامی در سایه رویه کشورهای مزبور و همچنین مقررات مذکور و پذیرفته شدن آنها توسط کشورهای استقلال یافته از اتحاد جماهیر شوروی در اعلامیه آلماتی در سال 1991 می توان گفت تمام کشورهای ساحلی حق حضور نظامی در این دریا را مشروط بر رعایت مقررات پذیرفته شده در خصوص امنیت متقابل کشورهای ساحلی را رعایت نمایند و این به عنوان تضمین امنیت و دیگر دول ساحلی می باشد.پس طبق مقررات مذکو ر در ماده 13 عهدنامه 1940 و فصل یازدهم عهدنامه 1921 و همچنین توافقات کشورها در خصوص حضور نظامی و امنیت در دریای خزر این حق را به تمام دول ساحلی می دهد که در دریای مزبور قوای نظامی و در صورت توان مانور نظامی داشته باشند،کام اینکه روسیه در سال 1998 بعد از نشست سران دول ساحلی برای مذاکره در خصوص دریای خزر یک مانور نظامی گسترده در شمال این دریا انجام داد.[34] و ایران نیز در ریای مزبور چند قایق و کشتی کوچک جنگی برای گشتزنی و مبازه با قاچاقچیان و همچنین نیروی هوایی برای مقابله با تجاوزات و دفاع از حقوق خود دارد.[35] البته در عمل بجز دوکشور ایران و روسیه و اخیرا قزاقستان که با خرید تسلیحات نظامی از ایالات متحده مبادرت به افزایش قدرت نظامی خود کرده اند دیگر دول ساحلی اوضاع چندان به سامانی ندارند و حتی جمهوری آذربایجان به علت نابسامانی اوضاع داخلی و نبود نظارت کافی به مامنی برای قاچاقچیان آبزیان این دریا مبدل شده است.و به همین جهت عملا این کشورها دارای نیروی نظامی در این دریا نیستند اگرچه این عدم حضر نافی حق ایشان در داشتن نیروی دریایی در این دریا نیست.
2.3.حضور نظامی همه جانبه یا محدود؟
در خصوص حضور نظامی دراین دریا قیدی دیده نمی شود و بنابراین کشور ها را نمی توان از داشتن هرنوع ادوات نظامی در این دریا منع نمود و باید گفت در این دریا آنکس برنده این رقابت تسلیحاتی است که زود تر و با قدرت تر پای در این میدان بگذارد و هیچ مانعی بر سر داشتن هرنوع کشتی و ناو جنگی با هرنوع سوخت چه سوخت هسته ای و چه فسیلی تفاوتی نمی نماید و این باعث نگرانی عده کسانی است که دغدغه محیط زیست این دریا را دارند چرا که حضور جنگ افزار های با سوخت های هسته ای می توان به علت بسته بودن این دریا یا بعبارت صحیح دریاچه خزر باعث بوجو آمدن تبعات بسیار ناگوار بیولوژیکی شود که تنها می اون گفت کشورهای حاشیه خزر به علت رقابت بر سر حاکمیت بیشتر و بهره برداری بیشتر از این خوان گسترده و بدون قاعده این مسئله را از یاد برده اند که اقداماتی که اکنون در این دریا در ابعاد مختلف بخصوص از سوی کشور روسیه در بعد نظامی آن در حال انجام است می تواند چهره زیبا و دلبربای این دریای کهن را تبدیل به یک زباله دان اتمی و یک گنداب خشک بیروح کند.
2.4.خزر دریایی غیرنظامی!
در سال 2007 بعد نشست ناموفق عشق اباد کشورهای حاشیه دریای خزر در تهران مجددا در پای میز مذاکره جمع شدند و این بار این کشورها همگی برای برون رفت از این اوضاع پیچیده در این دریا که در سال 1998 در اجلاس عشق آباد با سخن معروف رئیس جمهوری وقت ترکمنستان ،صفر مراد نیازف[36] که گفت:«درای خزر بوی خون میدهد»[37]می رفت تا مسئله خزر به یک مناقشه تمام عیار نظامی تبدیل شود و حتی پوتین رئس جمهور وقت روسیه نیز فورا بعد از نشست به نیروهای نظامی خود در مانور نظامی در دریای خزر پیوست تا قاطعیت کشورش را در این مسئله نشان دهد.[38]، اتفاق کردند. و دراین نشست کشورهای اعلامیه ای را در 25 ماده صادر کردند که مهمترین مواردی که دراین اعلامیهدر خصوص امنیت و نیرو های نظامی ذکر شد عبارتند از :
1. اتفاق کشور ها برای امنیت پایدار در دریای خزر در راستای همکاری متقابل
2. امتناع از استفاده از نیروی نظامی در اختلافات دوجانبه بایکدیگر[39]
با توجه به مذاکرات و همچنین توجه به دکترین و استباط های مختلف اینطور از جمع نظر ها می توان فهمید که ارده کشورها بر احتساب دریای خزر به عنوان یک دریای غیر نظامی است که در جهت حفظ صلح،امنیت و منافع تمام کشورهای ساحلی باشد و همچنین باتوجه به آنچه در متن اعلامیه تهران ذکر شده است این است که کشورها در سایه این امنیت و همکاری به روابط متقابل و دوستانه با یکدیگر بپردازند[40]
2.5حضور نظامی ایالات متحده و اهداف این کشور
آمريكا بهدنبال نظامي كردن دريا و حوزه خزر است در پي فروپاشي شوروي سابق، آمريكا در نخستين گام از طريق برقراري ارتباط با آذربايجان و قزاقستان، تلاشهاي خود را براي حضور نظامي و امنيتي غيرمستقيم در حوزه درياي خزر آغاز كرد. ولي از سال 1997 توجه واشنگتن به اين منطقه به ميزان قابل توجهي افزايش يافت، بهطوري كه واشنگتن، خزر را در حوزه منافع ژئوپوليتيك و ژئواستراتژيك خود اعلام كرد. كنار اقداماتي كه تا آن موقع با برخي از كشورهاي اين حوزه و به خصوص آذربايجان و قزاقستان به صورت دوجانبه دنبال ميشد، در پايان سال 2003 واشنگتن آمادگي خود را براي اجراي پروژه "گارد خزر" (Caspian Guard) اعلام كرد.
هدف آمريكا از اين طرح، كمك به ايجاد و تجهيز نيروي دريايي قوي براي 3 كشور ساحلي خزر شامل آذربايجان، قزاقستان و تركمنستان به منظور تامين حضور نظامي خود در اين منطقه مهم و حساس بود. پس از آن در مدت كوتاهي، مركز فرماندهي "گارد خزر" كه مجهز به سيستمهاي كنترل ناوبري دريايي، از جمله 2 ايستگاه راديويي رديابي بود، در باكو مستقر شد. آمريكا در برنامه 10سالهاي كه براي اين پروژه در نظر گرفته بود، مبلغ 130 ميليون دلار براي كمك به تجهيز زيرساختهاي نظامي جمهوريهاي آذربايجان و قزاقستان، از جمله ساخت مراكز فرماندهي نظامي در درياي خزر اختصاص داد. علاوه بر اين در همين راستا تعدادي از قايقهاي گشتي از جمله شش دستگاه قايق نوع "85 . 5Ribcraft Mitigator" و ايستگاههاي راداري را كه طي سالهاي قبل به آذربايجان واگذار كرده بود، به عنوان بخشي از پروژه گارد خزر به باكو تحويل داد
ناكامي واشنگتن در برگزاري رزمايش مشترك با "باكو" سفير آمريكا در باكو در اوايل ماه مي سال جاري ميلادي، ضمن بازديد از مناطق شمال غرب جمهوري آذربايجان اعلام كرد كه طي 2 هفته اخير روابط واشنگتن - باكو پيشرفتهاي مناسبي داشته است. "متيو برايزا" همچنين به اين موضوع اذعان كرد كه روابط 2 كشور در چند ماه گذشته با مشكلاتي مواجه شده و برخي از برنامههاي از قبل طراحي شده نيز اجرايي نشدهاند. منظور سفير آمريكا از وجود برخي مشكلات، عدم برگزاري رزمايش مشترك واشنگتن - باكو بود كه به خواست طرف آذري براي مدت زمان نامعلومي به تاخير افتاد[41]دلیل این تعویق نیز ایراد آمریکا به نقض حقوق بشر در آذربایجان در اقدام این کشور در سرکوب مخالفان دولت بوده است که که منجر به سلب اعتماد نسبی آذری ها نسبت به آمریکا شده است که می تواند در این میان با یک اقدام حساب شده به سود ایران و روسیه تمام شود .
تلاش آمریکا در تشكيل نيروي دريايي تركمنستان به منظور تامين بهتر امنيت در خزر، از اهداف كوتاهمدت آمريكا معرفي شده است. واشنگتن قصد دارد در چارچوب مساعدت مالي نظامي به كشورهاي خارجي، براي نظاميان تركمن دورههاي آموزش زبان انگليسي ايجاد كند تا امكان تماس و همكاري نظامي گستردهتري را با اين كشور فراهم كند. پرواضح است كه منظور از تماس و همكاري گسترده نظامي خارجي، تقويت ارتباط نيروهاي مسلح و دريايي تركمنستان با آمريكا و ناتو است. در مورد قزاقستان نيز مساعدت به بازسازي تجهيزات و تسليحات نظامي جهت تقويت نيروي دريايي اين كشور و حراست بهتر از واحدهاي انرژي موجود در درياي خزر، از اهداف واشنگتن عنوان شده است.[42] و حتی آمریکا به بهانه های مختلف که بدان خواهیم پرداخت .
2.5.1بهانه حضور ایالات متحد در دریای خزر
بهانه های حضور نظامی آمریکا در دریای خزررا می توان به دوبخش بهانه های آشکار و اهدافی که آمریکا در ورای این دلایل و بهانه ها مطرح می کند طرح مسئله نمود.
اولین بهانه آمریکا ایجاد نیروی «گارد خزر»این است که در پی ایجاد امنیت برای خط لوله ناباکو می باشد این خط لوله گاز دریای خزر را از ترکمنستان و آذربایجان به اروپا منتقل می سازد ، ارزش خط لوله نابوکو هفت میلیارد و 900 میلیون یورو (10 میلیارد و 690 میلیون دلار) است کمیسیون اتحادیه اروپا حامی خط لوله گاز نابوکو است که به طول 3300 کیلومتر از ترکیه، بلغارستان، رومانی و مجارستان عبور میکند و به اتریش میرسد. [43]از آنجا که اتحادیه اروپا حامی این پروژه است و آمریکا نیز در پی پیمان ناتو متحد کشورهای اروپایی بحساب می آید عمده بهانه خود را بر این امر معطوف معطوف کرده اسنت که باید به عنوان متحد این کشورها برای حفظ منافع متحدان خود در برابر تهدیدهای احتمالی در این منطقه حضور داشته باشد.
دلیل دیگری که می توان ذکر کرد درگیری آذربایجان با همسایگان خود در مسئله بهره برداری از منابع دریای خزر می باشد،البته این درگیری ها در رابطه ایران و آذربایجان در سال 2001 چهره نظامی به خود گرفت و ایران در اعتراض به بهره برداری آذربایجان از حوزه های نفتی البرزو شرق با فانتوم حریم هوایی این کشور را نقض کرد[44] که این امر موجب مستمسک قرار دادن آن برای در خطر بودن امنیت آذربایجان به عنوان یکی از اعضای ناتو و همچنین خط لوله ناباکو می باشد .و آمریکا به عنوان عضوی از این پیمان وظیفه خود می داند تا امنیت اعضای دیگر را تامین کند.
اما اهداف پنهانی که آمریکا در دریای خزر دنبال می کن به دو هدف تقسیم می شود :
1)اهداف برای تضعیف جایگاه روسیه در منطقه جنوب این کشور بخصوص قفقاز جنوبی و از بین بردن اتکای کشورهای استقلال یافته از شوروی از روسیه و محو نفوذ و جایکاه این کشور در سیستم داخلی این کشورها ،برای این امر آمریکا با فروش تسلیحات و انعقاد قرار دادهای نظامی و همچنین تلاش در انعقاد قراردادهای حضور نظامی با این کشورها می کوشد تا روسیه را در مضیقه قرار دهد و بدنیال اثبات سیادت نظامی و اقتصادی خود در جهان این سیاسیت را در دستور کار خود قرار داده است از طرف دیگر اهمیت منطقه قفقاز جنوبی در برقراری ارتباط خاورمیانه با اروپا می تواند به آمریکا این فرصت را بدهد تا با برقراری روابط حسنه با کشور های این منطقه باعث قطع نفوذ روسیه در این قسمت از جهان شود.و همچنین با کمرنگ نمودن نفوذ روسیه در کشورهای جنوبی خود آنان را از همگرایی با سیاسیت های منطقه ای این کشور دور نموده و باعث انزوای منطقه ای این کشور بشود.
2)اما دیگر هدف آمریکا برای حضور نظامی در منطقه خزر برای کنترل بیشتر ایران و جلوگیری از انتفاع ایران از دریای خزر به خصوص منابع نفت و گاز آنهم در شرایط کنونی که عملا هیچ نظم حقوقی متقنی در رویه کشورها دیده نمی شود (هرچند در وادی نظریه های حقوقی چنین اعمالی مجاز نمی باشد)آمریکا با در اختیار داشتن چندین پایگاه نظامی در افغانستان در شرق ایران ،حضور نظامی در عراق در غرب ایران که التبته در سال 2011 کمتر شده است وحضور نظامی گسترده در جنوب ایران در خلیج فارس عملا از سه جهت ایران را محاصره نموده است و بدنبال بدست آوردن موقعیت برای کسب پایگاه نظامی در دریای خزر در شمال ایران می باشد تا ایران را از چهر سوی محاصره نموده و هرگونه اقدام نظامی احتمالی ایران علیه متحد اصلی این کشور یعنی اسرائیل را از 4 سوی پاسخ دهد،البته هدف اصلی آمریکا در شرایط غیر جنگی ارعاب ایران و همچنین ارعاب کشورهایی است ر جهت سیاست خصمانه این کشور علیه ایران حرکت نمی کنند می باشد.
البته هنوز ایالات متحده نیرو ی نظامی در دریای خزر وارد ننموده است و با وجود اینکه این کشور دچار اختلافاتی با آذربایجان شده است بعید است در آینده ای نزدیک بحث حضئر نظامی آمریکا در دریای خزر مجددا جدی بشود
2.5.2.مشروعیت حضور نظامی ایالات متحده در دریای خزر
در خصوص بررسی عدم مشروعیت حضور نظامی آمریکا در دریای خزر ما از چند سند حقوقی می توانیم بهره بجوییم،نخست مستمسک ما همین معاهدات 1921 و 1940 می باشند.
در فصل یازدهم این عهدنامه نیز آمده است" نظر به اینکه مطابق اصول بیان شده در فصل هشتم این عهدنامه منعقده در دهم فورال 1828 مابین ایران و روسیه در ترکمان چای نیز که فصل هشتم آن حق داشتن بحریه را در بحر خزر از ایران سلب نموده بود از درجه اعتبار ساقط است لهذا طرفین معظمتین متعاهدتین رضایت می دهند که از زمان امضاء این معاهده هر دو بالسویه حق کشتی رانی آزاد در زیر بیرق های خود در بحر خزر داشته باشند."،همانطور که در فصل یازدهم مقرر می بینیم کشتس رانی در زیر بیرق های خودبرای دوکشور مقرر شده است یعنی تلویحا دو کشور اینطور پذیرفته اند که کشتی ای پرچم یکی از دو کشور را داشته باشد حق کشتی رانی در دریای خزر را دارد .
این مفهوم بطور واضح در مادهدر ماده 13 عهدنامه1940 چنین آمده است:" طرفین متعاهدین بر طبق اصولی که در عهدنامه مورخ 26 فوریه 1921 بین ایران و جمهوری متحده سوسیالیستی شوروی روسیه روسیه اعلام گردیده است موافقت دارند که در تمام دریای خزر کشتیهایی جز کشتیهایی متعلق به ایران یا اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی یا متعلق به اتباع و بنگاههای بازرگانی و حمل و نقل کشوری یکی از طرفین متعاهدین که زیر پرچم ایران یا پرچم اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سیر مینمایند نمی توانند وجود داشته باشند "این ماده دریای به روی کشتی های تمام کشورها می بندد و کشتی رانی انحصاری در آن ر ا مخصوص دو کشور ایران و شوروی و با توجه به قواعد جانشینی و اعلامیه آلماتی[45]در حال خاضر در انحصار 5 کشور ساحلی این
دریا دانست،همچنین کشورهای ساحلی دریای خزر در اعلامیه تهران اعلام کرده اند که هیچ کشتی نظامی دیگری در آبهای سرزمینی آنها برای تهدید یکی از کشورهای ساحلی یا به خطر انداختن امنیت و صلح در دریای خزر حضور داشته باشد،و همچنین اجازه نخواهند داد کشتی بدون پرچم آنها در دریای خزر سیر کند. با توجه به آنچه گفته شد واضح و مبرهن است که حضور نظامی آمریکا در دریای خزر مخالف با توافقات کشور های ساحلی این دریا می باشد . از سوی دیگر حضور دیگر اگر نظریه اشاعه را در خصوص دریای خزر بپذیریم حضور نظامی آمریکا در هر کجای دریای خزر یعنی تجاوز به قلمرو تمام کشورهای ساحلی و رضایت یک کشور رفع کننده عنوان تجاوز نخواهد بود و این مخالف با اصل احترام به تمامیت ارضی کشورها و همچنین اصل منع مداخله در ماده 2 منشور ملل متحد می باشد و حتی می توان حضور نظامی آمریکا یا کشور ثالث دیگری را تجاوز مسلحانه و مصداق نقض صلح و امنیت بین امللی ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد نیز قرار داد.
3. راهکار ها
با توجه به اینکه در خصوص مسئله حضور نظامی آمریکا و عدم مشروعیت آن بحث کردیم و نتیجه گیری لازم انجام شد در اینجا نیاز به ارائه چند راهکار را لازم دیدیم :
1. ایران بایستس در مذاکرات دیپلماتیک و مذاکرات دوجانبه با کشورهای ساحلی بر حقوق مکتسبه خود در سایه معاهدات 1921و 1940 پافشاری کند چرا که در سایه این معاهدات است که می تواند تا حدودی موضع معاندانه کشورهایی چون آذربایجان را تعدیل نماید
2. ایران با برقراری روابط دوستانه و گسترش همکاری با کشورهای منطقه مانع نفوذ بیشتر آمریکا در این کشورها شود چرا که ایران در رابطه خود با این کشورها خصوصا در رابطه با آذربایجان و ترکنستان دارای برگهای برنده ای همچون وابستگی تاریخی ،قومیتی و مذهبی است که آمریکا از این امتیازات بی بهره است و این امتیازات می تواند باعث ارتقای موضع ایران شود
3. ایران با رایزنی های دیپلماتیک و گسترده با روسیه و کارشناسی در مورد پیشرفت آمریکا در نفوذ در منطقه و هشدار دادن این موضوع به روسیه در مذاکرات روسیه را با موضع خود همراه سازد
4. ایران با بکارگیری پتانسیل های خود در دسترسی سریع به آبهای آزاد می تواند با بکارگیری سیاسیت تحویل سریع نفت کشورهای ساحلی خزر در خلیج فارس باعث افزایش اعتماد این کشورها به خود و موضع دوستانه خود در قبال آنها برای از بین بردن احساس نیاز به حمایت آمریکا در این کشورها شود که البته این نظر تا زمانی که رژیم جدید حقوقی برداشت از منابع دریای خزر تدوین نشود قابل اعمال نمی باشد.
---------------------------------------------------
منابع و ماخذ:
1. جلال روشندل ، نظامی گری در دریای خزر گرایشی برخاسته از فقدان رژیم حقوقی ،فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز،سال هفتم،دوره سوم،شماره 22 تابستان 1377
2. حدود دریای خزر،گفتگویی از وضعیت آن،ترجمه جمشید شریفیان،فصلنامه مطالعت آسیای مرکزی و قفقاز سال ششم ،شماره 17،بهار 1376
3. امیر احمدیان،جغرافیای دریای خزر، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز،سال پنجم ،دوره دوم ،شماره 14 تابستان 1375
4. ناصر قباد زاده،دریای خزر،رژیم حقوقی ،مواضع کشورهای ساحلی و حضور آمریکا،مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری،انتشارات فرهنگ گفتمان،1383
منابع انگلیسی:
1. Rusam F.Mamedov, International-legal satatues of the Caspian sea in its historical development, Ankara University , Journal Database Vol.: 30 ,year: 2000
2. - Mohammad Reza Djalili, "Mer Caspianne: perspeclives iraniennes", Cahiers d'etudes sur la Medilerranee orienlale et le monde tureo-iranien, No. 233, 1997,
3. Dr.Mosavi,The future of Caspian sea after Tehran summit, The Iranian Journal of International Affairs Vol. XXI, No.1-2: .27-42, Winter-Spring 2008-09وp11
4. - Yusin Lee, COOPERATION AND COMPETITION IN FOREIGN POLICY Toward a New International Regime for the Caspian Sea, Problems of Post-Communism, vol. 52, no. 3, May/June 2005
سایت های اینترنتی:
1. www.farsnews.com
2. www.hamshahrionline.com
3. Almaty declaration
www.cis-legislation.com/document.fwx?rgn=4744 ndependent States
----------------------------------------------------------
[1] دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بین الملل دانشگاه قم
[2] - جلال روشندل ، نظامی گری در دریای خزر گرایشی برخاسته از فقدان رژیم حقوقی ،فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز،سال هفتم،دوره سوم،شماره 22 تابستان 1377
[3] - طول دقیق این دریا در مقاله های گونگون متفاوت اعلام شده است مثلا در منبع پیشین طول دریای خزر 1204کیلومتر نوشته شده است.
[4]-christophe ,j.pittinger،تحدید حدود دریای خزر،گفتگویی از وضعیت آن،ترجمه جمشید شریفیان،فصلنامه مطالعت آسیای مرکزی و قفقاز سال ششم ،شماره 17،بهار 1376
[5] -volga
[6] -Emba
[7] -Ural
[8] -Terek
[9] -Sulak
[10] -Samur
[11] -Kura
[12]- امیر احمدیان،جغرافیای دریای خزر، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز،سال پنجم ،دوره دوم ،شماره 14 تابستان 1375
[13] -همان
[14] - جلال روشندل ، نظامی گری در دریای خزر گرایشی برخاسته از فقدان رژیم حقوقی ،فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز،سال هفتم،دوره سوم،شماره 22 تابستان 1377
[15] -Aragonatus
[16] -Mannish
[17] -Herodotus
[18] -Aristole
[19] -Erastofen
[20] -Rusam F.Mamedov, International-legal satatues of the Caspian sea in its historical development, Ankara University , Journal Database Vol.: 30 ,year: 2000
[21] - Baku sea
[22] - Gorkan sea
[23] - Abeskon sea
[24] - Hazar sea
[25] - Halvinsk sea
[26] - Mohammad Reza Djalili, "Mer Caspianne: perspeclives iraniennes", Cahiers d'etudes sur la Medilerranee orienlale et le monde tureo-iranien, No. 233, 1997, pp. 127.
[27] -برای اطلاعات بیشتر ر.ک به ناصر قباد زاده،دریای خزر،رژیم حقوقی ،مواضع کشورهای ساحلی و حضور آمریکا،مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری،انتشارات فرهنگ گفتمان،1383
[28] -برای کسب اطلاعات بیشتر ر.ک به پیشین صص127الی 185
[29] -Romanov
[30] -Alexy Mikhaylovich
[31] -stepan razin
[32] - Rusam F.Mamedov, International-legal satatues of the Caspian sea in its historical development, Ankara University , Journal Database Vol.: 30 ,year: 2000
[33] -نظر ما این است که چون تاکید اصلی عهدنامه 1940 توسعه همکاری تجاری است اما در مقام وضع حق بر آمده و اینجا می توان گفت ناظر به دونوع کشتی رانی است.
[34] - Yusin Lee, COOPERATION AND COMPETITION IN FOREIGN POLICY Toward a New International Regime for the Caspian Sea, Problems of Post-Communism, vol. 52, no. 3, May/June 2005, pp. 37–48.,p37
[35] -ایران در شمال کشور دارای گارد حفظت از آبزیان می باشد که لازمه برخورد با قاچاقچیان آبزیان داشتن نیروی امنیتی و پلیسی و نظامی ارتش است و همچنین نیروی هوایی ایران برای حفاظت از بهره برداری از منابع مورد ادعای ایران در این دریاست که حتی این نیرو در سال 2001 میلادی در مقابل اقدامات آذربایجان در بهره برداری بی رویه از منابع مورد ادعای ایران به کار گرفته شد.، پیشین .
[36] -Sapar morad Niasov
[37] -- smacks of blood and further conflicts
[38] - Yusin Lee, COOPERATION AND COMPETITION IN FOREIGN POLICY Toward a New International Regime for the Caspian Sea, Problems of Post-Communism, vol. 52, no. 3, May/June 2005, pp. 37–48.,p37
[39] - Dr.Mosavi,The future of Caspian sea after Tehran summit, The Iranian Journal of International Affairs Vol. XXI, No.1-2: .27-42, Winter-Spring 2008-09وp11
[40] Tehran declaration july 2007
[41] -خبرگزاری فارس 1/04/90برگرفته از سایت این خبرگزاری به آدرس:www.farsnews.ir
[42] -پیشین
[43] -همشهری آنلاین.
[44] -- Yusin Lee, COOPERATION AND COMPETITION IN FOREIGN POLICY Toward a New International Regime for the Caspian Sea, Problems of Post-Communism, vol. 52, no. 3, May/June 2005, pp. 37–48.,p37
[45] - Azerbaijani Republic, Republic of Armenia, Republic of Belarus, Republic of Kazakhstan, Krygyzstan's Republic, Republic of Moldova, Russian Federation (RSFSR), Republic of Tajikistan, Turkmenistan, Republic of Uzbekistan and Ukraine, aiming to construct democratic constitutional states the relations between which will develop on the basis of mutual recognition and respect of the state sovereignty and the sovereign equality, the inherent right to self-determination, principles of equality and non-interference to internal affairs, refusal of use of force and threat by force, economic and any other methods of pressure, peaceful settlement of disputes, respect of human rights and freedoms, including the rights of ethnic minorities, fair accomplishment of obligations and other conventional principles and regulations of international law; recognizing and respecting territorial integrity of each other and inviolability of existing borders; considering that strengthening of the relations of friendship having deep historical roots, neighborliness and mutually beneficial cooperation is equitable to radical interests of the people and serves the cause of peace and safety; realizing the responsibility for preserving the civil world and the international consent;
being attached to the purposes and principles of the Agreement on creation of the Commonwealth of Independent States,
declare as follows: Interaction of members of Commonwealth will be performed on the principle of equality through the coordinating institutes created on the parity basis and operating according to the procedure, determined by agreements between members of Commonwealth which is not neither the state, nor nadgosudarstvenny education. For the purpose of ensuring the international strategic stability and safety the incorporated command of strategic forces and single control over the nuclear weapon will be kept; the parties will respect aspiration of each other to achievement of the status denuclearized and (or) the neutral state. The Commonwealth of Independent States open with the consent of all his participants for accession of the states to it - members of the former USSR, and also other states sharing the purposes and principles of Commonwealth. I http://cis-legislation.com/document.fwx?rgn=4744 ndependent States
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 3:25 توسط علیرضا محمدی مطلق
|
علیرضا محمدی مطلق، کارشناس ارشد حقوق بین الملل،